

" />
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 4:54  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین
|
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO
جمعه گذشته به اتفاق آمین و مامان آمین رفتیم به مراسم قلک شکون محک، که
همیشه در کنار این مراسم ها بازارچه ای هم دایر می باشد و غرفه های مختلفی
هم آنجا مستقر هستند که با فروش اجناس یا مواد غذایی خود به صورت 100 %
خیریه به نفع کودکان سرطانی عمل می کنند.در این فضای زیبا و انسان دوستانه
قدم می زدیم که برخوردم به غرفه ای که کودکان می توانستند در آن به صورت
مستقیم پیتزا درست کنند .قطعات سو سیس در کنار چند ظرف که رنگ های به
اصطلاح غذایی بود توجهم را به خود جلب کرد از
مسئول غرفه پرسیدم که چرا از سوسیس استفاده می کنید ، این خود سرطان زاست
. در جواب گفت : بچه ها خیلی دوست دارندو همه استفاده می کنند.
وقتی همه غرفه های غذایی را پشت سر گذاشتم و دیدم انواع سوسیس و کالباس در
اکثر غرفه های مواد غذایی با زیبای هر چه تمام تر عرضه می شود به خودم
گفتم چگونه می شود از
یک طرف گروهی با این پشت کار زحمت می کشند که به کودکان سرطانی کمک کنند
و از طرفی همان گروه ندانسته در حال دعوت به سوی سرطانی شدن هستند.
انسان امروز آنقدر درگیر صنعت زدگی و روز مرگی شده است که مرگ تدریجی را کاملا پذیرا شده است .
آیا بهتر نیست اتومبیل صنعت زدگی را
برای چند لحظه هم که شده متوقف کنیم و از آن پایین آمده و به پشت سرمان
نگاهی بیاندازیم و ببینیم چه بر سر دنیای زیبایمان آورده ایم ، شاید ادامه
مسیر کمی آهسته تر و با اندیشه برانیم ، شاید به مقصد سلامت برسیم.
(بابا آمین)
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 6:48  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین
|
ببینیم - بیاندیشیم - نتیجه بگیریم.


" />
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 6:36  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین
|
این آمین کوچولوی ماست . به قول خودش" غواص کوهی"


" />
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 7:9  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین
|
آپارتمان نشینی هم یکی دیگر از دست آوردهای نا محسوس صنعت زدگی است که چه بخواهیم و چه نخواهیم با آن درگیر هستیم و بهتر است حال که مجبور هستیم فرهنگ آن را در خود هر روز پرورش داده و بتوانیم از زندگی کردن در کنار یکدیگر لذت ببریم نه این که همدیگر را تحمل کنیم.
از آنجایی تجربه هیئت مدیره در ساختمان 63 واحدی محل سکونتمان را دارم به چشم خود می بینم که چقدر بعضی از ما با فرهنگ آپارتمان نشینی فاصله داریم .
چندی است در ساختمان به همت تعدادی از دوستداران طبیعت فضای سبز ساختمان را شاداب تر شده است و جهت جلوگیری از صدمه زدن به گل و گیاه توسط ساکنین بی مبالات به کمک تعدادی از کودکان طبیعت دوست پلیس طبیعت ایجاد کرده ایم که هر کدام کارت شناسایی دارند و مهمترین وظیفه آنها حفظ گل و گیاه و پاکی ساختمان است و به افراد خاطی تذکر می دهند و از روزی که این پلیس های مهربان در ساختمان حضور دارند باغچه های مجتمع مان جانی تازه گرفته اند .
به راستی بدترین چیز این است که دور خانه شهر کشور و حتی کره زمینمان مرزی بکشیم و بگوییم آنچه مهم است داخل این مرز است و ما کاری به خارج آن نداریم . و بهترین راه برای رسیدن به فرهنگ آپارتمان نشینی این است که تمام مجتمع مان را خانه خودمان بدانیم و همچون یک بدن که اگر عضوی از آن مجروح می شود دیگر عضوها هم تحت تاثیر قرار می گیرند و تک تک واحد های مستقر در مجتمع نیز حکم یک عضو را دارند.پس با این نوع نگرش خواهیم دید که اگر یکی از واحدها در بالکن یا کنار درب ورودی خویش گلدانی قرار دهد حتما در دیگر ساکنین تاثیری خوش خواهد گذاشت و اگر واحدی دیگر حتی درون واحد خود عملی انجام دهد که دیگر اعضا را ناراحت نماید قطعا این ناراحتی به سرعت همه گیر خواهد شد.
به امید روزی که بتوانیم فرهنگ آپارتمان نشینی را به بهترین روش ممکن پیاده نماییم .
از همه دوستانی که تجربه ای در زمینه آپارتمان نشینی دارند خوشحال خواهیم شد اگر ما را راهنمایی نمایند.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 7:54  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین
|