تبليغاتX
مربعخانه ( ... )

مربعخانه ( ... )

گرافیک-تصویرسازی-نقاشی و .هر آنچه که به آن اعتقاد داریم.

اگر می خواهید شادیهایتان را با کودکان سرطانی تقسیم کنید میتوانید پنجشنبه و جمعه همین هفته با خرید خود از بازارچه ۱۰۰ درصد خیریه محک این عمل انسان دوستانه را انجام دهید.

نگذاریم دنیای صنعت زده امروز مهر و محبت را از جامعه دور نماید.

آدرس  بازارچه: تهران - جاده لشکرک - بلوار اوسان - بعد از بیمارستان ۵۰۵ ارتش - مجتمع بیمارستانی رفاهی محک -  تلفن : ۲۲۴۹۰۵۴۵

اگر می خواهید اتاق کودک دلبندتان را تغییر دکور دهید حتما سری به این بازارچه بزنید چون تعداد محدودی تابلو های اوریجینال با رنگهای شاد و زیبا در این بازارچه عرضه می شود. شما با خرید خود از این بازارچه در واقع به خود بزرگترین کمک را کرده اید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 7:2  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

این اتفاق خیر خواهانه در روز پنجشنبه و جمعه همین هفته به وقوع خواهد پیوست.

منتظر اخبار تکمیلی باشید.......................

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 7:15  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

در مربعخانه رسم بر بلند بالا نوشتن نیست اما حیفمان آمد دیگر دوستان از این مطلب زیبا بهره نبرند.

این مطلب از وب آقا رضا www.pgl.blogfa.com می باشد که منبع ایشان هم وب آتشکده است.

والنتاين يا اسپندار مزدگان؟! - معرفی جشن سپندارمزدگان

 

وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت  "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."

اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!

شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ Americanاش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!

همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!

اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.

سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!

جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!

همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" [سپندار مزدگان یا جشن اسفندی]به گوششان نخورده است.

چند سالي ست حوالي26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"

اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!

 جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" [سپندار مزدگان یا جشن اسفندی] نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ [سپندارمزد] لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان [سپندارمزدگان] را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ [سپندارمزد] يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.

سپندار مذگان [سپندار مزد] جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت  هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.

 

ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.

"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!

 براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.

شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان [سپندارمزدگان] ايرانيان باستان) منتقل كنيم.

 آتشكده

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 7:33  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

بنی آدم اعضای .........

این اتفاق مهم در اسفند ماه رخ میدهد.

به زودی اطلاعات بیشتر ارائه خواهد شد. 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 6:46  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

اندر حکایت دایرةالمعارف آمین جون (تقریبآ یکسال پیش) :

پشتون پشتون  = پشت بام

ای نا اُلا  =  ای نا قُلا

عاشعتم  = عاشقتم

ماهماره  = ماهواره

هَمزایه   = خمیازه

خیارت راحت شد   = خیالت راحت شد

حوصلم در رفته = حوصلم سر رفته

آوش کمانگری  = آرش کمان گیر

                                                                      مامان قصه  

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 7:34  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

...آرزوهایت را که بر هم نهی ٬ گاه تبدیل به کوهی می شود به عظمت و صلابت دماوند٫ نترس٬ مهم این است که عاشق باشی و از سختی مسیر  هراسی به دل راه ندهی . گامهایت را استوار بردار ٬ قدمهای لرزان هیچ گاه به قله نخواهند رسید. آهسته و پیوسته قدم بردار چرا که شتاب تو را به نیمه راه هم نخواهد رساند. عاشق باش چون در غیر اینصورت سختی راه بر تو دشوار خواهد شد و هیچ قدمی نخواهی توانست به جلو برداری ٬ سختی ها زیادند٬ همیشه اینطور بوده ٬ هر چه عاشق تر سختی ها بیشتر اما انگیزه رسیدن به قله هم برایت مضاعف خواهد شد. همیشه قرار نیست زندگی آنطور که تو انتظار داری پیش برود. گاه برای رسیدن به قله آرزوها٬ باید تمام کوه را دور بزنی٬ اما نترس٬ هراسی به دل راه نده٬ خدای کوه ها همیشه قدمهایت را خواهد دید. اگر گامهایت استوار باشد٬ او بیشتر به تو نیرو می دهد ولی اگر ضعیف باشی٬ در میانه راه خواهی ماند. او گامهای لرزان و ضعیف را دوست ندارد. قوی باش و استوار. وقتی دلت گرفت به قله کوه نگاه کن و بدان او ٬ آن بالا در انتظار توست تا هر آنچه می خواهی برایش بگویی و او همه را از سر صبر خواهد شنید. امیدوار باش - امیدوار باش - امیدوار باش و قوی

                                    ( مامان قصه)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 7:31  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

آنگاه که به خدا دل بستی و به او ایمان آوردی رازهایی برایت هویدا خواهد شد که بسیاری از مردم معنای آنرا نمی فهمند و تو از این رحمت الهی مسرور خواهی بود.

                                                    (بابا آمین )

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 7:5  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

امروز ژوژمان درس پوستر دانشجویانم بود

یک ترم تنبلی در واقع واکنشی بود که من در مقابل دانشجویان جهت کم کاری آنها در کلاس از خود نشان دادم و از آنجایی که خیلی به رگ غیرتشان بر خورد در نهایت یک ترم تنبلی موضوعی شد برای طراحی پوستر و امروز نتیجه این تلاش به صورت نمایشگاهی بود در دانشگاه که ثمره  یک ترم تلاش بود که بصورت تقریبی ۴۰۰ پوستر بر سینه دیوار خودنمایی می کرد و به فضای سالن نمایشگاه حال وهوایی خاص داده بود.

                                                        (بابا آمین )

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 1:22  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

تکرار همیشه بد نیست . بعضی چیزها هستند که همیشه تکرار می شوند اما هیچ وقت از آن خسته نمی شویم . مانند طلوع خورشید ٬ تکرار فصلها ٬ غذا خوردن  و ...  .اما نکته مهم در این است که تکراری بد است که در آن رشد وجود نداشته  باشد.

۱........................................................................................................

۲..........................................................

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 6:35  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

عمر گرانمایه در این صرف شد           تا چه خورم صیف چه پوشم شتا
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 6:15  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

oooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo

ooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo

ooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 1:8  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ( ا ا ا ) ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 7:23  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

اگر یک روزه مقدار زیادی پول به شما برسه بهتره یا این مقدار پول را آرام آرام بدست آورید و هر روز هم بیشتر از دیروز ؟

اگر رشد جسمی و عقلی شما در یک روز به اندازه چندین سال رشد کند بهتر است یا آرام آرام ...؟

و اگر شما از آینده خود و دیگران مطلع باشید بهتر است یا اینکه ... ؟

آیا با اولی آرامش بیشتری دارید یا دومی ؟    

                                                                         (بابا آمین )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 7:16  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

یک روز آمین و بابا آمین دوتایی رفتن نونوایی.

بابا آمین:آقا لطفایک نون ۳۰۰ تومنی بدین.

     آمین:آقا لطفا یک ۱۰۰۰ تومنی هم به من بدین!!!!!!!!!!!!! Devil 

  دیگرانShocked 
                              
                                
                                   

                            مامان قصه

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 7:46  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

 نمای اول :روز تاسوعا ـ حدود ساعت ۱۲ ظهر

رادیوی ماشین روشن است و گزارشگر در حال ارسال گزارشی از سطح شهر:

...بله شنوندگان عزیز،جمعیت زیاد مردم در حال عزاداری هستند و بر سر و سینه میکوبند...

نمای دوم:روز تاسوعا ـ حدود ساعت۱۲:۱۰ظهر

ما در ماشین حیرت زده به مردمی نگاه میکنیم که برای گرفتم غذای نذری بیشتر، چگونه بر سر و سینهء یکدیگر میکوبند و حرص و حرص و حرص............ .

نمای سوم: شب عاشورا

پیامکی از پدرم دریافت می کنم:"در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم زندگی می کنند و بر حسینی میگریند که آزاد زیست.(دکتر علی شریعتی)."

                                                                        قصه

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 16:45  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

عاقل عاشق زندگی را سخت ولی لذت بخش می بیند اما عاشق عاقل زندگی را لذت بخش اما همیشه با سختی می بیند .

                                             (بابا آمین )

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 7:22  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   |