تبليغاتX
مربعخانه ( ... )

مربعخانه ( ... )

گرافیک-تصویرسازی-نقاشی و .هر آنچه که به آن اعتقاد داریم.

امید و نگاه مثبت رمز موفقیت در مقابل شیطان  
Devil Laughing
 است.

                                                               (بابا آمین )


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 23:45  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

می دانید هر ساله چقدر برای اسباب بازی کودکانمان هزینه می کنیم در حالی که بشتر این وسایل نه تنها کمکی به رشد ذهنی آنها نمی کند بلکه بسیاری از آنها جلوی خلاقیت کودکمان را میگیرد. ما می توانیم با وسایل و اشیایی که هر روزه بیرون میریزیم و در واقع اسمشان دور نریختنیها می تواند باشد٬ برای فرزندمان اسباب بازیهایی درست کنیم که علاوه بر صرفه جویی به افزایش خلاقیت کودکمان نیز کمک کند. مهم نیست که اسباب بازی ای که می سازیم خیلی زیبا باشد ٬ آنچه که مهم است بینشی است که به فرزندمان می دهیم. در واقع این کار یک ورزش بسیار عالی برای تقویت عضلات فکر اوست.

یکی از بهترین لحظات برای آمین کوچولوی ما این است که با کمک یکدیگر با این دور نریختنیها اسباب بازی درست می کنیم.

قرار است مامان آمین در مهد مژده یک کلاس دور نریختنیها برای مامانها بگذاره تا تجربیات خودشو به اونها هم منتقل کنه .

                                                                (بابا آمین)   Snowplow 





+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 17:51  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

...............................................................................................................................

..............................................................................................................................

.............................................................................................................................

.............................................................................................................................

...............................................( . )......................................................................

.............................................................................................................................

.............................................................................................................................

.............................................................................................................................

.................................................................................................

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 8:12  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

  Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled Bundled   Bundled Bundled 

 روزهای سرد  را می شود تحمل کرد با دور هم بودن دوستان در خانه ای پر ازگرمای محبت ولی سرمایی که بر زندگی انسان امروز چیره شده است را چگونه می شود تحمل کرد ؟





+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 7:29  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

قرار بود در این خانه ازگرافیک بگوییم و ازنقاشی و ... اما گویی حرفهای دلمان پیشدستی کرده اند و مجالی نداده اند تا در این موارد سخن بگوییم . هر چند در باب هنرهای امروز سخن بسیار است اما گرافیک از آن هنرهایی است که صحبت کردن در مو رد آن آسانتر از عمل کردن به آن است.هر روزه شاهد بیرون آمدن طراحان زیادی از دانشگاه ها هستیم اما طراحانی که از پس کار بر بیاید کمتر دیده می شوند. و اغلب طراحان جوان ترجیح می دهند به گرافیک هنری یا یه تعبیری گرافیک عشقی روی بیاورند. چرا که در آنجا هم سفارش دهنده و هم سفارش گیرنده خودشان هستند. هر روز شاهد برپایی نمایشگاه هایی هستیم که گروهی از جونان فعال گرافیک آثارشان را در آنجا به نمایش می گذارند و در بسیاری موارد کارهای خوبی هم ارائه می دهند . اما پرسش این است که چگونه می شود این انرژی را به سوی بازار کار حرفه ای سوق داد.

                                                       ( بابا آمین )   Bundled 





+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 7:14  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

فقط افکار گرم می تواند سرمای استخوان سوز کوهستان را قابل تحمل کند.  (بابا آمین)
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 6:26  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

 Tongue

         ...هوا بس ناجوانمردانه سرد است آی...


                                                                                                            (قصه)

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 15:55  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

ماشینی خواهم خرید تا اندیشه هایم را با آن حمل کنم.  (بابا آمین )

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 8:49  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

در حالی که در زیر ذره بین بی اعتمادی بود ٬ اندیشه هایش را به غارت بردند.   ( بابا مهدی )
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 17:34  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

امروز ۱۳ دی ۱۳۸۶ سالگشت تولد  قصه ای است که درسالها پیش در چنین روزی نوشته شد.

قصه ای که هر سال او رامی شنویم و هر سال  روایتش شنیدنی تر از گذشته .

از خدا می خواهم صد سال دیگر هم بتوانم باز بشنومت.

تولدت مبارک >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>(آمین و بابا آمین)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 8:1  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

چهار سال پیش در چنین روزی تو به اراده خداوند مهربان پا به زمین گذاشتی . بعد از ۴۸ ساعت فراز و نشیب و امید و نا امیدی های فراوان ٬ خدا دعایمان را اجابت نمود و نام تو نتیجه دعاهایمان شد " آمین"

سالگشت ورودت به جمع زمینیان را به تو و مامان قصه تبریک میگم. امیدوارم همیشه افکارت آسمانی باشد.           (بابا آمین)

//////////////||||||||||//////////||||||||||||||||//////////////////||||||||||||||||///////////

///////////}}}}}}}}///////||||||||||||//////////||||///////////|||||||//|||||||/////////////||||||||//

<<<<<<<<<<<<<<<<<>>>><<<<<>>>>><<<<<><<<<>>>>><<<>><><>>>>>>>

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 6:44  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

. . . به ما گفته بودند که باید اواخر بهمن ماه منتظر آمدنت باشیم٬ همه چیز خیلی خوب پیش می رفت٬ اما تو در یک حرکت محیر العقول یک ماه و نیم قبل از موعد مقرر بالهای درخشانت را به خداوند تحویل دادی و عازم سفر زمینی ات شدی. حال بماند که با این آمدن پیش از موقع ات چه دلهره ای به ما وارد کردی و آن دکتر نا مهربان هم که حسابی سنگ تمام گذاشت و ما را از همه جا و هه چیز نا امید کرد.اما از آنجا که خدای فرشته کوچولو ها همیشه با ما بوده نگذاشت که امیدمان نا امید شود.و اینگونه بود که تو آمدی و مهدی(بابا)شد و من (مامان).

فردا چهار سال از آن روز بزرگ می گذرد٬درست یک روز قبل از تولدم بود ( یعنی همان روزی که تو به دنیا آمدی) که از خداوند یک هدیه خوب خواستم و خداوند خدا هم بهترین بهترینش را به من هدیه کرد ـبهترین هدیه تولدم برای همیشه ـ و تو به دنیا آمدی.(البته شاید تو آرزوی مامان رو شنیدی و این باعث هول شدنت برای آغاز سفر زمینی ات شد.)

پسرک عزیز ما سالروز زمینی شدنت مبارک!

                                                                     (قصه)

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 7:51  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

ما روی  پیشنهاد  او   فکر خواهیم  کرد زیرا میدانیم اگر سرزمینمان را نفروشیم ٬شاید مرد سفید با سلاح هایش بیاید و آن را تصاحب کند.

چگونه انسان می تواند أسمان را بخرد و یا بفروشد ٬یا این که گرمای زمین را؟  این گونه تصورات برای ما نا آشنا و غریبند.

وقتی که ما مالک طراوت هوا و شفافیت آب نیستیم٬ چگونه می توانید آن را از ما بخرید؟ ما تصمیممان را خواهیم گرفت.

قسمتی از سخنرانی رییس قبیله سرخپوستها به رییس جمهور آمریکا ۱۸۵۵

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 6:28  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

خدایا واقعیت دنیا را خود میدانم

حقیقتش را برایم  عیان کن.    (بابا آمین)

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 7:50  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

کار برای زندگی است نه زندگی برای کار.  (مهدی)
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 7:34  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

حقیقت زندگی یک تصویر سه بعدی است.

شاید تا آخر عمر نتوانی تصویر اصلی را ببینی ٬ شاید هم در همان دقایق اول موفق شوی.  (مهدی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 6:39  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   | 

من مردی رام نشده هستم که شیوه دیگری نمی شناسد.من هزاران بوفالوی متلاشی شده دیده ام که

نتیجه گلوله باران مرد سفید از یک قطار در حال حرکت بوده است.

من مردی وحشی هستم و نمی توانم بفهمم٬ چگونه یک اسب آهنی دود کننده بایستی با ارزشتر

از یک بوفالو باشد.بوفالویی که ما آنها را تنها برای این که زنده بمانیم٬ شکار میکنیم.

انسان بدون حیوان چیست؟

(قسمتی از سخنان رییس قبیله سرخپوستان در سال ۱۸۵۵خطاب به رییس جمهوری آمریکا)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 6:56  توسط بابا آمين-مامان قصه - آمین   |